" خانجون و خواب شمرون " کتابی ست از یکی از نویسندگان چلچراغ که محبوب بیشتر خواننده های چلچراغ هم هست. خانم " شرمین نادری " .

 

 

راوی این کتاب اول شخص مفرد هست و در حال روایت داستان هایی از دوران کودکی خود در خانه ی بزرگ مادربزرگش (خانجون) در شمرون. فضای داستان بیان کننده ی حال و هوای تهران قدیمه و نویسنده با به کار گیری صنعت تشبیه خیلی خوب تونسته احساس واقعیش رو به خواننده القا کنه. البته وقتی شروع به خوندن کتاب کردم اولش از تشبیهات تو در تو خوشم نیومد و خیلی گیج شده بودم چون تا داشتم به یه چیزی فکر می کردم، پای یه چیز دیگه میومد وسط! ولی وقتی به اواسط کتاب رسیدم، این تشبیهات کمتر شد و به نظرم جالب تر اومد.

خونه ی خانجون خونه ی بسیار بزرگی ست که تقریبا همیشه همه ی خانواده توش جمع می شن... البته خیلی از باور های خانجون هم در جمع شدن کل افراد خانواده نقش خیلی مهمی داشت. مثلا پختن حلوا هر ۴شنبه برای پدر بزرگ که باید به همکاری بیشتر خانم های خانواده صورت می گرفت یا پختن آش و...

تو خونه ی خانجون، دایی کوچیکه تنها کسی بود که  علاقه داشت لوازم و روش های مدرن و جدید رو جایگزین لوازم و روش های کهنه بکنه... به قول خانجون "میرزا فرنگی" بود... مثلا برای خونه، برق وصل کرد یا این که طبیب درس خونده رو جایگزین طبیب درس نخونده کرد.

پشت جلد کتاب رو با هم می خونیم:

((  شب وقتی دل شکسته و دماغ سوخته، گوش تا گوش تو پشت بوم، زیر آسمون ردیف شدیم و صدای مخملی دایی که پای شیر می خوند، گوشمون رو نوازش کرد و مهتاب مثل یک تصنیف اومد که شب رو قشنگ تر کنه، یه دفعه دیدیم یه فانوس عین ستاره ای که تو دل شب برق بزنه، از بیخ گوشمون بالا رفت و صدای خنده ی خان دایی و غرغر حمید آقا شوهر خاله و هیس بابا بلند شد از حیاط.

فانوسه چقدر نور داشت وقتی تو شب بی ستاره بالا می رفت، برقی می زد عین خود ماه، عین چشمهای مهربون خانجون که دایی کوچیکه رو واداشته بود واسمون بادبادک فانوسی هوا کنه تا دلای کوچیکمون از سیاهی شب غبار نگیرن. بعدم که خان دایی محض غبار روبی می خوند و صداش یله می شد تو پشت خونه و بین همسایه های خواب شده وول می خورد:

" امشب شب مهتابه، حبیبم رو می خوام..."  )

 

جهت مشاهده تصویر با سایز بزرگ کلیک كنيد.

 

 

این کتاب رو انتشارات حوض نقره به قیمت ۳۴۰۰ تومان منتشر کرده.

یادداشت های دیگران درباره ی این کتاب:

یادداشت شرمین نادری درباره ی این کتاب در روزنامه ی فرهیختگان

 

 

از روی دست آنی دالتون: با احترام به کسی که با سرچ طریقه ساخت بادبادک فانوسی به وبلاگ من رسیده!!!