کیمیا خاتون
سلام
خوبین؟
امتحاناتتون تموم شد.نه؟
این بار می خوام در مورد یه کتاب بنویسم که یه جورایی ادبی هستش و کسایی که ادبیات دوست دارن،فکر کنم ازش خوششون بیاد.
کتاب در مورد زندگینامه ی "کیمیا"(دختر مولانا جلال الدین بلخی)هستش.
توضیح پشت کتاب:"کتاب دختر رومی سرگذشت زندگی کیمیا خاتون دختر مولانا جلال الدین بلخی شاعر و عارف بزرگ ایران است.کیمیا که پرورش یافته ی محیط و خانه ی مولانا ست در جوانی و به خواسته شمس تبریزی مرشد و معلم مولانا و به خواست پدر در اوج جوانی به زوجیت شمس در می آید و شگفتا که علیرغم اختلاف سن زیاد دل به این پیر آگاه می سپارد و بانوی خانه شمس می شود.افسوس که شمس دیر نمی پاید.نویسنده با تفحص در متون و مدارک تاریخی به زیبایی داستان شگفت آور زندگی دختر مولانا را از کودکی به رشته تحریر در آورده.جالب است که این کتاب در دنیای غرب به یکی از پرفروش ترین آثار تبدیل شده و به اغلب زبانهای دنیا نیز ترجمه شده است.به گفته ناشر انگلیسی پس از کتاب کیمیاگر پائولو کوئیلو بیشترین استقبال از آن شده است."
عکس کتاب: 
من این کتاب رو پارسال خونده بودم و به نظرم جالب اومد.تا قبل از اون خیلی چیز ها در مورد مولانا نمی دونستم که با خوندن این کتاب یاد گرفتم.
"کیمیا" زندگی خیلی عجیبی داشت.بیشتر از سن خودش می فهمید.خیلی بیشتر.
می تونم بگم که کتاب پر از جمله های وصفی هستش.
نویسنده ی این کتاب خانم "موریل مائو فروی" هستند که در لندن زندگی می کنن.
می خوام یه کم در مورد کیمیا بنویسم.کیمیا دختری بود که در روم زندگی می کرد اما بعد ها حوادثی رخ می ده که کیمیا سر از خونه ی مولانا در میاره و مولانا و سایر اعضای خانواده هم اون رو به عنوان عضوی از خانواده شون می پذیرن.
فکر کنم خیلی توضیح دادم،بقیه اش رو نمی گم که بی مزه نشه!
راستی!اسم کامل کتاب هم اینه:"کیمیا خاتون دختر رومی".
اینقدر نوشتم نزدیک بود اسم کتاب یادم بره.sorry!
خوب،من میرم.خیلی نوشتم خسته شدم.
پی نوشت:قالب از این گل منگلی تر تا حالا دیده بودین؟![]()
یه روز پاییزی تصمیم گرفتم درباره ی کتاب هایی که خوندم، بنویسم... و نوشتم. من هنوز هم می نویسم:)