شعری از شل سیلور استاین
Tryin' On Clothes
I tried on the farmer's hat
Didn't fit...
A little too small -- just a bit
Too floppy.
Couldn't get used to it,
Took it off.
I tried on the dancer's shoes,
A little too loose.
Not the kind you could use
for walkin'.
Didn't feel right in 'em,
Kicked 'em off.
I tried on the summer sun,
Felt good.
Nice and warm -- knew it would.
Tried the grass beneath bare feet,
Felt neat.
Finally, finally felt well dressed,
Nature's clothes fit me best.

امتحان کردن لباس ها
کلاه کشاورز ها را سرم گذاشتم
مناسب نبود
یه کم کوچولو بود... یه کم
زیادی نرم بود
نمی تونستم بهش عادت کنم
درش آوردم
کفش رقاص ها رو امتحان کردم
یه کم زیادی شل و ول بودن
جوری نبودن که بتونی ازشون استفاده کنی
برای پیاده روی
با پوشیدنشون احساس راحتی نداشتم
درشون آوردم
خورشید تابستان رو امتحان کردم
احساس خوبی داشتم
خوب و گرم (می دونستم که همین طوره)
چمن رو با پای لختم امتحان کردم
احساس پاکی کردم
بالاخره، بالاخره احساس خوش پوشی کردم
لباس طبیعت بیشتر از هر چیزی بهم میاد!
شل سیلور استاین

مترجم: ناز

پس نوشت: رای دهی برای انتخاب وبلاگ های برگزیده ی بانوان هنوز هم ادامه داره. به وبلاگ های محبوبتون رای بدین تا باز هم برنده بشن![]()
مرسی از کسایی که بهم رای دادن... خوشحال شدم.![]()





یه روز پاییزی تصمیم گرفتم درباره ی کتاب هایی که خوندم، بنویسم... و نوشتم. من هنوز هم می نویسم:)