چهل سالگی
طباطبایی کودکی و نوجوانی خود را در جنوب ایران گذرانید و دانشآموخته رشته ادبیات دراماتیک و نمایشنامه نویسی است. او اغلب با نگاهی طنزگونه به زندگی دنیای زنان را بیان میکند.
(منبع:ویکی پدیا) 
آدرس وبسایت ناهید طباطبایی:
http://www.nahidtabatabai.info/
کتاب "چهل سالگی" رو دیشب وقتی از خونه خاله م برگشتم، همراه با ۶ جلد کتاب دیگه گذاشتم کنار تختم تا بخونم. ساعت یه ربع به دوازده خوندنش رو شروع کردم و ساعت دو و ربع شب (شایدم صبح؟! )
تموم شد. انقدر شیرین و پر کشش بود که نتونستم تو خوندنش وقفه بندازم.
کتاب درباره ی زنی به نام " آلاله " است که تا سه ماه دیگر چهل سالش می شود. آلاله فکر می کند که در آخرین روز های ۳۹ سالگیش، آدمی ست که دیگر شادابی و جوانی گذشته ش را ندارد، احساس می کند که تا چند ماه دیگر چهل سالش می شود و او به آرزوهایش نرسیده است، نوازندگی ویولن سل را کنار گذاشته، پوستش دیگر شاداب نیست... در یک کلام او احساس می کند که پیر شده است.
" فرهاد " همسر او و "شقایق" دختر جوان او هستند. هر دو آنان آلاله را درک می کنند و به او کمک می کنند تا زندگیش از یکنواختی بیرون بیاید.
آلاله کم کم در افکار چهل سالگیش فرو رفته که ناگهان، " هرمز شادان " از خارج بر می گردد...
یادداشت پشت جلد کتاب:
"شده بود یک انار. یک انار خشکیده که پشت یک مشت خرت و پرت گوشه ی یک انبار زیر شیروانی افتاده بود و اگر کسی برش می داشت و تکانش می داد، می توانست صدای به هم خوردن دانه های خشکش را بشنود.
بوی ماندگی را در بینی اش احساس می کرد. بوئی ترش و شیرین که بر هوا می ماسید، آن را سنگین می کرد و مانند لایه ای از عرق بر پوست او می نشست. دلش می خواست از جایش برخیزد و بگریزد. اما فقط توانست یکی از انگشت های دست چپش را تکان دهد و با همان حرکت احساس کرد که یکی از دانه های انار پر از آب شد. "

چیزی که برای من خیلی جالب بود رفتار فرهاد و شقایق با آلاله بود. به نظرم بهتر از این نمی تونستن با یه آدمی که توهم پیری داره برخورد کنن. فرهاد با شوخ طبعی و شقایق با نزدیکتر کردن خودش به آلاله، تونستن خیلی خوب به آلاله کمک کنند. البته از همه جالب تر فرهاد بود که زیاد شبیه مرد های ایرانی نبود
نمی دونم. ولی نمی شه گفت رفتارش روشنفکرانه است!
فیلم "چهل سالگی" هم چند ماه پیش اکران شده که خیلی هم مورد استقبال قرار گرفته. من این فیلم رو ندیدم ولی دوستان وبلاگنویس که دیده بودن، خیلی ازش تعریف می کردن.


نویسنده ی این کتاب خانم " ناهید طباطبایی " و ناشر این کتاب " نشر چشمه " است. این کتاب به چاپ های متعددی رسیده و قیمت آن ۷۰۰ تومان است.
لینک های مرتبط:
یادداشت چلچله درباره ی این کتاب و فیلم
یادداشت هزار کتاب درباره ی این کتاب
یادداشت محمد حسین آسایش درباره ی این کتاب
پی نوشت: فردا اول مهر می آید. حضورم هر چند کمرنگ خواهد شد ولی به یادتان خواهم بود. 
یه روز پاییزی تصمیم گرفتم درباره ی کتاب هایی که خوندم، بنویسم... و نوشتم. من هنوز هم می نویسم:)