آن جا که پنچرگیری ها تمام می شوند

خب بالاخره من موفق شدم که بیام یه پست بنویسم:) الان انقدر خوشحالم که اصلا نمی تونین فکر کنین:)) تعطیلات هم خیلی خوش می گذره و من تصمیم گرفتم که تو این چند روز یه کم بیشتر کتاب بخونم:)

این بار می خوام درباره ی یه کتاب ایرانی بنویسم. با توجه به این که خیلی وقت بود از این سبک کتاب ها نخونده بودم، از خوندنش خیلی لذت بردم.

اسم کتاب خیلی جالبه: " آن جا که پنچرگیری ها تمام می شوند "

نویسنده ی کتاب آقای " حامد حبیبی " و ناشر کتاب، انتشارات " ققنوس " هست. قیمت کتاب ۱۹۰۰ تومان و ۱۱۸ صفحه هست.

کتاب حاوی ۹ داستان نسبتا کوتاهه که سبک خیلی متفاوتی رو دنبال نمی کنن و تقریبا سبک نویسنده در تمام کتاب یکسان و ثابت مونده و این چیزیه که من دوست دارم!

نوشته ی پشت جلد کتاب رو بخونین:

(( علی گفت: " یه نفر که شنا بلده، خودش هم بخواد، غرق نمی شه."

محمود گفت: " کی گفته..."

مینا زمزمه کرد: " این آخری ها چقدر پوستش خراب شده بود! " بعد انگار چیزی یادش آمده باشد، گفت: " راستی سگشو کسی دیده؟ اسمش چی بود؟ "

محمود گفت: " فیدل."

کسی ندیده بود. مینا رو به محمود گفت:" یادته گفت اگه از اول می دونستم سگ چه جور حیوونیه اصلا شوهر نمی کردم." ))

 

 

لینک  مرتبط:

معرفی کتاب از زبان نویسنده ی کتاب

 

ممنون که باز هم به وبلاگم سر می زنین. واقعا زمانی که وارد میز مدیریت وبلاگم می شم و نظرات شما رو می خونم خیلی خیلی خوشحال می شم. خیلی ممنون که وبلاگم رو فراموش نکردید.همین که می بینم وبلاگم بعد از چند هفته ننوشتن روزی ۳۰ تا بازدید کننده داره خوشحالم می کنه.

چای با طعم خدا

چای با طعم خدا

این سماور جوش است

پس چرا می گفتی

دیگر این خاموش است؟!

*

باز لبخند بزن

قوریِ قلبت را

زودتر بند بزن

توی آن

مهربانی دَم کن

بعد بگذار که آرام آرام

چایِ تو دم بکشد

شعله اش را کم کن

*

دستهایت:

سینی نقره ی نور

اشکهایم:

استکان های بلور

کاش

استکان هایم را

توی سینیِ خودت می چیدی

کاشکی اشکِ مرا می دیدی

*

خنده هایت قند است

چای هم آماده است

چای با طعم خدا

بوی آن پیچیده

از دلت تا همه جا

*

پاشو مهمان عزیز

توی فنجان دلم

چایی داغ بریز 

                                                              (۲۹/۸/۱۳۸۰)

 

این شعر رو از کتاب " چای با طعم خدا " خانم دکتر " عرفان نظر آهاری " براتون نوشتم. تصویرگر فوق العاده این کتاب هم خانم " فیروزه گل محمدی " هستن.

این کتاب به چاپ نهم رسیده.

امیدوارم از خوندنش لذت ببرین.

 

 

 

پیام های جورواجور

خریدن این کتاب واسه خودش داستانی داشت!!!!

آخرین باری که رفته بودم کتاب بخرم (یعنی همون یه ماه پیش تقریبا!) تو یه قفسه ای که اصلا فکرش رو هم نمی کردم که همچین کتابی توش باشه (قفسه ی کودکان بود!) این کتاب رو پیدا کردم!

دروغ چرا اون لحظه فقط چشمم افتاد به فونت درشت قرمز که نوشته بود " سامپه " و با خودم گفتم واییییییی سامپه ی نیکولا کوچولوی عزیزم:دی

وقتی صندوقدار داشت فاکتور می داد گفت که این کتاب بارکد نداره و قیمتش هم معلوم نیست! به خاطر همین سو ساری! نمی تونی بخریش!

و من هم با لب و لوچه ای آویزوون کیسه ی بقیه ی کتاب هام رو برداشتم و کنار صندوق منتظر بودم تا خاله م هم کتاب هایی که برداشته بود رو حساب کنه... همین جوری واسه خودم ناراحت بودم ( آخه تنها کتابی بود که من خیلی با ذوق برداشته بودم... رفته بودم تمام سری نیکولا ها و رامونا ها رو نگاه کرده بودم دیدم همه شون رو دارم و این کتاب تنها چیزی بود که یه ربطی به اون ها داشت و من نداشتمش!) که دیدم خاله م برام اون کتاب رو خرید! ماجرا این بود که بارکد این کتاب در پشت جلدش هست ولی سر جای عادیش نیست... تقریبا وسطش هست و اون صندوقداره نمی تونست ببینتش! این همه توضیح دادم که شما هم بدونید بارکدش کجاست تا دچار مشکل نشین! راستی قیمتش هم معلوم نیست! پشت جلدش نوشته قیمت یه جایی همین دور و ور هاست پیداش کن! ولی من هنوز هم نتونستم پیداش کنم:دی  قیمتش هم ۲۵۰۰ تومنه... توی کتابم یکی با مداد نوشته:دی

این تصویر نیکولا کوچولو:

 

 

این هم یه کاریکاتور که تو این کتابه هست ( تنها کاریکاتوری که ف*ی*ل*ت*ر نشده بود! )

 

خب حالا این کتابه چی هست اصلا...

این کتابه کلا در عرض بیست دقیقه خونده می شه... ولی روی بعضی جمله هاش می شه دو ساعت فکر کرد! در واقع هر صفحه ی کتاب یه کاریکاتور بزرگ هست که پایینش چند تا جمله نوشته شده.

نوشته ی پشت جلد رو بخونید:

" ژان-ژک سامپه یکی از کاریکاتوریست ها و تصویرگران موفق جهان است. او از سال ۱۹۶۲ چند مجموعه از کاریکاتورهایش را در کشورش فرانسه و سی کشور دیگر دنیا منتشر کرده و آثارش به طور منظم در مجلات و روزنامه های بی شماری به چاپ می رسند. شهرت او بین انگلیسی زبانان به خاطر روی جلدهایش برای هفته نامه ی ادبی " نیویورکر " است که بی درنگ قابل شناسایی هستند. سامپه همچنین به خاطر مجموعه کتاب های " نیکولا " که درباره ی ماجراهای پسر بچه ی کوچکی به نام نیکولاست و حاصل همکاری او با نویسنده ی فرانسوی " رنه گوسینی " است شهرت فراوانی دارد. سامپه در شهر پاریس فرانسه کار و زندگی می کند.

طرح های شوخ طبعانه و نگاه تیز بین ژان-ژک سامپه به موضوعات انسانی بیش از چهل سالی است که برای خوانندگان فرانسوی و غیر فرانسوی جذاب و لذت بخش بوده است. و اینک نگاه انتقادی کاریکاتور های زیبای او برای اولین بار در ایران منتشر می شود.

در " پیام های جورواجور " تازه ترین مجموعه آثار این هنرمند توجه او به نشانه های دنیای مدرن، از تلفن های موبایل گرفته تا آب های مارک دار معطوف شده است. او همچنین نگاه تازه ای به موضوعات مورد علاقه اش مانند هنرمندان ستیزه گر، روانپزشکان سرد و بی اعتنا و زوج های نامناسب و غمگین دارد. سامپه، نسبت به هر موضوعی که انتخاب می کند، چه وقتی در حال مسخره کردن و دست انداختن مشتریان رستوران شیک است و چه هنگامی که به ساکنان دهکده های کوچک و آرام می پردازد، به یک اندازه ژرف اندیشی و علاقه از خود نشان می دهد. "

 

فکر کنم خوندنش جالب باشه :دی

دلم برای نوشتن تنگ شده بود:)