هوا را از من بگیر خنده ات را نه!
نان را از من بگير اگر ميخواهی٬
هوا را از من بگير، اما
خندهات را نه.
گل سرخ را از من مگير
سوسني را كه ميكاري،
آبي را كه به ناگاه
در شادي تو سرريز ميكند،
موجي ناگهاني از نقره را
كه در تو ميزايد.
از پس نبردي سخت باز ميگردم
با چشماني خسته
كه دنيا را ديده است
بيهيچ دگرگوني،
اما خندهات كه رها ميشود
و پروازكنان در آسمان مرا ميجويد
تمامي درهاي زندگي را
به رويم ميگشايد.
عشق من، خنده ی تو
در تاريکترين لحظهها ميشكفد
و اگر ديدی، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خيابان جاریست،
بخند، زيرا خنده ی تو
براي دستان من
شمشيري است آخته.
خنده ی تو، در پاييز
در كناره ی دريا
موج كف آلودهاش را
بايد برفرازد،
و در بهاران، عشق من،
خندهات را ميخواهم
چون گلي كه در انتظارش بودم،
گل آبي، گل سرخِ
كشورم مرا ميخواند.
بخند بر شب
بر روز، بر ماه،
بخند بر پيچاپيچِ
خيابانهاي جزيره، بر اين پسربچه ی كمرو
كه دوستت دارد،
اما آنگاه كه چشم میگشايم و میبندم،
آنگاه كه پاهايم میروند و باز میگردند،
نان را، هوا را،
روشني را، بهار را،
از من بگير
اما خندهات را هرگز
تا چشم از دنيا نبندم.
پابلو نرودا


گزینه شعر های عاشقانه ی " هوا را از من بگیر خنده ات را نه!" از پابلو نرودا. مترجم احمد پوری و ناشر نیز "نشر چشمه" است. چاپ بیست و یکم. به قیمت ۲۵۰۰ تومان.
یه روز پاییزی تصمیم گرفتم درباره ی کتاب هایی که خوندم، بنویسم... و نوشتم. من هنوز هم می نویسم:)