X
تبلیغات
کتابخونه - محمد کشاورز
بلبل حلبی؟! چه چیز هایی در ذهنتان تداعی می شود؟

بلبل حلبی زنگِ درِ یک خانه بوده٬ خانه ی نیلوفر اصلانی. و نیلوفر معشوقه ی کسی بوده. معشوقه ی یک پیرمرد. بلبل حلبی خراب شده بود. مرد تعمیرکار برای تعمیر بلبل حلبی به خانه ی اون می آید ولی سر انجام یک بلبل مرده به نیلوفر تحویل می دهد.

مجموعه داستان "بلبل حلبی" کتابی است از محمد کشاورز. نام یکی از داستان های کتاب هم "بلبل حلبی" است و البته ۹ داستان دیگر هم در این کتاب گنجانده شده اند. هر ۱۰ داستان جالب بودند و من از روایت (اکثر داستان ها راوی سوم شخص دارند) و روند آن ها لذت بردم. به خصوص " مردن به روایت مه رو" و "بنفشه ها در آفریقا گل می دهند".

 

 

نوشته ی پشت جلد کتاب:

" اما مه رو مدعی است هدایت به عشق او می بالیده و حالا که مجبورم تند تر برانم تا سر ساعت به سردخانه ی بیمارستان برسم٬ باز هم از هدایت می گوید. جلوی بیمارستان به نگهبان حالی می کنم که آمده ایم برای تحویل گرفتن جسد٬ و او با انگشت به سمت سردخانه اشاره می کند. از پله های نمور و بوی ناک که پایین می روم٬ متصدی سردخانه با لقمه ی نیم جویده ای که توی دهان می چرخاند٬ می گوید گواهی فوت را نشان بدهم و اسم و رسم مرده مان را بنویسم روی لیست. من مدارک را نشانش می دهم و او زبان سرخش را می چرخاند روی دندان های زردش تا خرده های غذا را ببلعد و بعد شرایط گرفتن آمبولانس و برگ ترخیص جسد و همه کارهایی را که باید توی بهشت زهرا بکنم برایم توضیح می دهد. مه رو همان بالا مانده٬ بالای پله ها. "

 

 

کتاب ۱۰۱ صفحه ایِ "بلبل حلبی" برنده ی هفتمین دوره ی جایزه ی منتقدان و نویسندگان مطبوعات به عنوان بهترین مجموعه داستان سال ۱۳۸۴ شده است. اولین بار در سال ۱۳۸۷ توسط نشر چشمه منتشر شد. کتاب من چاپ دوم  و قیمت آن ۱۸۰۰ تومان است. تصویر سازی روی جلد کار اردشیر رستمی است.

 

دیگران درباره ی این کتاب چه نوشته اند:

یار مهربان

تجربه های آزاد

معرفی کتاب

 

ضمیمه: کتاب من ۱۰ داستان داره٬ نمی دونم چرا همه نوشتن کتابشون ۱۱ داستان داره!

 

+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1391ساعت 19:43 توسط نون |