X
تبلیغات
کتابخونه - هوشنگ مرادی کرمانی

دیدار با مرادی کرمانی در خانه ی هنرمندان

نوجوانان دوستدار کتاب و نویسندگی٬ می توانند دوشنبه ی آینده در خانه ی هنرمندان با گروه بزرگی از نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان و به ویژه "هوشنگ مرادی کرمانی" دیدار کنند. فرصت این دیدار را انجمن نویسندگان کودک و نوجوان فراهم کرده است که ضمن نکوداشت مرادی کرمانی در برنامه ای با عنوان "به جای مادرش"٬ چهاردهمین سالگرد تولد خود را هم جشن می گیرد.

"معصومه انصاریان"٬ نایب رییس هیئت مدیره ی انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و دبیر این مراسم٬ با اعلام این خبر به دوچرخه می گوید که آیین نکوداشت مرادی کرمانی و تولد انجمن با برنامه های متنوعی از ساعت ۱۶ تا ۱۹ دوشنبه ۹ بهمن در خانه ی هنرمندان برگزار می شود.

وی درباره ی جزئیات مراسم به خبرنگار دوچرخه می گوید: "برنامه از ورودی خانه ی هنرمندان٬ در طبقه ی همکف شروع می شود. یعنی ساعت ۴ بعد از ظهر٬ وقتی مهمانان وارد ساختمان خانه ی هنرمندان می شوند٬ گروهی از بچه های کار و خیابان را می بینند که همراه با یک یا دو نویسنده مشغول قصه خوانی و اجرای کارگاهی داستانی از هوشنگ مرادی کرمانی هستند.

در طبقه ی بالا٬ در راهرو منتهی به سالن "شهناز" و در محوطه ی "باغ ایرانی" نیز٬ گروهی از دانش آموزان مجتمع "منظومه ی خرد" اجرای یک کار محیطی را شروع می کنند که بر اساس قسمت هایی از کتاب "شما که غریبه نیستید" نوشته ی هوشنگ مرادی کرمانی تنظیم شده است. "

به گفته ی دبیر این مراسم: " جمعیت خیریه ی امام علی (ع)٬ انتشارات معین و انجمن نویسندگان کودک و نوجوان در راهرو میزهایی دارند و به عرضه ی محصولات خود و از جمله آثار مرادی کرمانی می پردازند."

انصاریان همچنین می گوید: " در سالن شهناز هم علاوه بر خوشامدگویی رئیس هیئت مدیره ی انجمن نویسندگان کودک و نوجوان به مهمانان٬ سخنرانی کوتاه برخی از نویسندگان و هنرمندان از جمله "افسانه شعبان نژاد" و "محمدعلی شاه آبادی"٬ اجرای موسیقی دانش آموزی٬ پخش چند کلیپ٬ قرائت بیانیه ی انجمن و اجرای تئاتر عروسکی توسط یکی از گروه های تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هم پیش بینی شده که این آیتم ها در یک زمینه ی متفاوت که فعلاً اعلام نمی شود ارائه خواهند شد."

 

منبع: دوچرخه- ضمیمه ی روزنامه ی همشهری- ویژی نوجوانان- پنج شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۱

 

پوستر مراسم: اثر کورش پارسا نژاد

 

نوشته های مرتبط:

چرا به جای مادرش از هوشنگ مرادی کرمانی تقدیر کنیم؟

نکوداشت مرادی کرمانی در پانزدهمین سالگرد تولد انجمن

برنامه‌های تجلیل از هوشنگ مرادی کرمانی اعلام شد

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1391ساعت 15:51 توسط نون |

هوشنگ مرادی کرمانی به عنوان نامزد جایزه ی هانس کریستین اندرسن٬ جایزه ی ویژه ی کتاب کودکان و نوجوانان جهان معرفی شد.

نوش آفرین انصاری٬ عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی و دبیر شورای کتاب کودک٬ دیروز در اختتامیه ی سومین هم اندیشی طنز رادیویی این خبر را اعلام کرد. تجلیل از مرادی کرمانی یکی از برنامه های این مراسم بود که با حضور انصاری و تقدیم تندیس و سخنرانی کوتاه خود مرادی کرمانی برگزار شد. انصاری گفت: هنگام آمدن به این جا تنها توجیهی که برای خودم داشتم ضمن تشکر از مرادی کرمانی٬ یاد کردن از بی بی مجید٬ بی بی تمام مردمان ایران بود. شخصیت زن٬ نقش خاصی در "قصه های مجید" دارد. این نشانه ای از لطف و بخشش و بزرگواری اوست. او درباره ی ویژگی آثار کرمانی نیز گفت: او به ایران نگاه می کند و بسیار عمیق کار می کند و خاطراتش را با حقیقت مخلوط می کند.

انصاری در بخش دیگری از سخنانش گفت: "در جامعه ی ما کسی کتاب نمی خواند و من معتقدم بسیاری از شادی هایی که از کودکان دریغ می کنیم به خاطر نداشتن کتابخانه ها و مجموعه های خوب است. کتاب خریدن هنر نیست اما عضویت در جامعه ی مدنی هنر است."

او همچنین گفت: "شورای کتاب کودک از سال ۶۰ رشد این ستاره - هوشنگ مرادی کرمانی- را دنبال کرده و تا سال ۹۰ آخرین اثر ایشان به نام "آب انبار" را به چاپ رسانده است. برای سال ۲۰۱۴ وی در بزرگترین جایزه ی ادبی کودک جهان تحت عنوان هانس کریستین آندرسن نامزد شده است."

 

 

اما مرادی کرمانی نیز در این مراسم گفت: "حرف تازه ای ندارم٬من را شرمنده کرده اند به ویژه بچه هایی که در این جا حضور دارند. من خوشحال هستم و الان دست و پایم را گم کرده ام. اما نکته ای که مهم تر است این است که آدم هایی که این جا هستند همه به شادی و خنده و علم نیاز دارند. آینده از آن بچه هاست و هیچ انسان غمگین و افسرده ای نمی تواند سازنده باشد."

 

همشهری- چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۱

 

 

ضمیمه: جایزه ی هانس کریستین اندرسن چیست؟

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1391ساعت 12:1 توسط نون |

وقتی داشتم آرشیو وبلاگم رو بر اساس اسم نویسنده ها مرتب می کردم در کمال تعجب دیدم که هیچ نوشته ای درباره ی کتاب "شما که غریبه نیستید" از آقای "هوشنگ مرادی کرمانی" ننوشتم و خب به نظرم واقعا جای این کتاب در آرشیوم خالی بود.

مرادی کرمانی در این کتاب شرح زندگی خودش را با زبانی ساده بیان کرده و بدون پروا سخن گفته.البته آن چنان هم بدون پروا نبوده.چون زمان چاپ کتاب مصاحبه ای از ایشون رو خوندم که گفته بودن بعد از مدتی که کتاب رو برای تایپ داده بودند از نوشتن بعضی قسمت ها پشیمون شده و این "بعضی قسمت ها" حدود چهل صفحه بود که وقتی به اون خانم گفتن که مایل نیستن اون قسمت ها تایپ بشه،داد اون خانم در اومد و گفت چرا؟من اون قسمت ها رو خیلی دوست داشتم!

 مرادی کرمانی(یا همان شخصیت "هوشو" کتاب) در روستایی به نام "سیرچ"(در نزدیکی کرمان)به دنیا آمد و همراه پدربزرگ و مادربزرگش زندگی کرد.مادرش از دنیا رفته بود و پدرش دچار نوعی ناراحتی روانی شده بود و خیلی وقت ها اصلا پیدایش نمی شد.و یک عمو هم داشت که معلم روستا بود و ظاهرا خیلی هم خوشتیپ بود چون همه عاشقش بودند(!) و اسم "هوشنگ" رو هم ایشون انتخاب کرد و ظاهرا اون موقع هم یه اسم خیلی سوسولی به حساب میامد.عموی دیگر هم در شهر همراه زن نوجوانش زندگی می کرد.

مرادی کرمانی پس از مدتی به شهر می رود تا درس بخواند و کار کند....و حسابی هم کار می کند.و از شیفتگان سینما می شود!

ادبیاتش خوب بود و گاهی به اصرار دوستانش نامه هایی عاشقانه برایشان می نوشت....

بیشتر کتاب در مورد کودکی تا نوجوانی آقای مرادی کرمانی است.به نظرم آخر کتاب خیلی سریع جمع بندی شده.

پشت جلد کتاب،معمولا اسم کتاب رو به انگلیسی می نویسن.ولی پشت جلد این کتاب نوشته:

believe it or not!

در هر حال کتابی بود از نویسنده ی محبوب من که به دل نشست.

 لینک هایی که باید خواند:

یادداشتی از زبان نویسنده در کتاب نیوز

یادداشت علی آزادگان درباره ی کتاب

یادداشت جیره ی کتاب درباره این کتاب

یادداشت یزدان سلحشور درباره ی کتاب

 

کافه منتظر شماست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 21:14 توسط نون |

سلام

این پست رو می خوام اختصاص بدم به یکی از کتاب های آقای "هوشنگ مرادی کرمانی" که شاید شما فیلمش رو هم دیده باشین.اسم کتاب "مربای شیرین" هستش و داستان پسریه به اسم جلال که یه شیشه مربا خریده اما هرقدر زور می زنه تا در شیشه مربا رو باز کنه نمی تونه ...شیشه مربا رو با خودش می بره مدرسه،خیابون و...ولی هیچ کس نمی تونه شیشه رو باز کنه!همین موضوع باعث میشه تا کلی اتفاق بامزه تو هم گره بخوره...مثلا این که قحطی مربا میاد و مردم واسه گرفتن مربا صف می کشن!!!فکر کن...آدم بره واسه خریدن مربا دعوا بگیره!

 

 

این کتاب،کتاب برگزیده سال 1999 میلادی از سوی کتابخانه ی بین المللی مونیخ آلمان شده و تا الان که من دارم این مطلب رو تایپ می کنم به چاپ پانزدهم رسیده.این کتاب رو نشر "معین" با قیمت 1500 تومان منتشر کرده.راستی این کتاب حجم کمی داره و اگه از کتاب های کم حجم ولی داستانی خوشتون میاد،خوندنش رو از دست ندین!

 

قسمتی از کتاب:

"تو پیاده روی جلوی دکان بقالی قیامت بود.آدمها از سروکول هم بالا می رفتند که ببینند چه خبر است.خیابان بند آمده بود.راننده ها سرشان را از پنجره ماشینها در می آوردند:

-چه خبره؟چی شده؟

-والله نمی دانم.هر چه هست تو آن دکان بقالی است.

-می گویند توش مار پیدا شده.

-صاحبش سکته کرده.

-دزد گرفتن،دزد را کرده اند تو دکان و تلفن زدند که پلیس بیاید.

-نه آقا.من رفتم جلو،دیدم.در شیشه مرباهاش باز نمی شود.مردم جمع شده اند که ببینند چرا در شیشه های مربا باز نمی شود.

احمد آقا بقال همه ی شیشه های مربا را گذاشت تو جعبه و به پخش کننده گفت:

-باید ببری.آبروی من سر این محصولات شما رفت.

پخش کننده چاره نداشت.جعبه شیشه های مربا را بقل کرد و از میان جمعیت و جلوی چشمهای مشتریهای بقالی برد و گذاشت تو کامیون."

اون فیلم هم داستانش همین بود.البته یه بخش های کوتاهیش رو دیدم که زیاد هم خوب نبود.در واقع من کتاب رو ترجیح می دم به اون فیلم.البته فیلم شاد و موزیکالی بود که اگه می خواین خوشحال بشین می تونین ببینینش!

مرسی از نظرات خوبتون.

پی نوشت۱:معلم های عزیز روزتون مبارک! با این که ما ها کلی اذیتتون می کنیم ولی باز هم ما رو تحمل می کنین!

پی نوشت۲:ما هنوز هیچ کاری واسه معلم هامون نکردیم!

 

 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 13:32 توسط نون |

سلام

امروز می خوام اون کتاب سومیه که قولش رو بهتون دادم رو معرفی کنم!

کتاب اسم جالبی داره که من خیلی دوست می دارمش!

اسم کتاب اینه: "ناز بالش"

نویسنده ی کتاب هم آقای "هوشنگ مرادی کرمانی"(نویسنده کتاب هایی هم چون قصه های مجید،خمره،مهمان مامان،پلو خورش و...) هستن و این کتاب رو هم مثل بقیه ی کتاب هاشون با یه نثر ساده و شیوا نوشتن و همون طور که خودشون تو اول کتاب گفتن،این کتاب "نازبالش" هدیه ای است نرم و راحت برای سر باهوشان روزگار ما.

در مورد داستان کتاب می تونم بگم که 3 تا چیز رو تو ذهنتون داشته باشین(هر چند ظاهرا به هم ربطی ندارن):

1-نازبالش!                 2-تخمه ی کدو                3-ساعت

موضوع کتاب جوریه که یه داستان میره تو یه داستان دیگه(فیلم "تقاطع" ایرانی یا "Crash" خارجی رو دیدین؟همون طور که یه ماجرا می رفت تو یه ماجرای دیگه...)که به نظرم کار جالبی بود چون من زیاد از این داستان ها نخونده بودم!

من چاپ اول کتاب رو که سال 1388 چاپ شده رو دارم.ناشر کتاب، نشر "معین" هستش که این کتاب رو با قیمت 2700 تومان منتشر کرده!

امیدوارم از خوندنش لذت ببرین!

ناز

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389ساعت 14:9 توسط نون |

 سلام Clown

با دو کتاب از آقای "هوشنگ مرادی کرمانی" اومدم!

کتاب اول

نام کتاب:"بچه های قالی باف خانه"

نویسنده:"هوشنگ مرادی کرمانی"

طراح جلد:"شبنم راجی کرمانی"

ناشر:"معین"

نوبت چاپ:"هشتم"

قیمت:"۱۲۰۰تومان"    

 

(عکس مربوط به کتاب نیست)

درباره ی کتاب:"کتاب در مورد افرادی هستش که تو یه قالی باف خانه کار می کنن.داستان های زیادی تو هم گره می خورن که همشون به قالی باف خانه

ختم می شن.مثلا خانواده هایی که ناچار می شن بچه هاشون رو به اون جا بفرستن تا کار کنن و… داستان های دیگه ای که دوست دارم خودتون بخونینشون تا از مطالعه شون لذت ببرین.راستی این کتاب مقام های زیادی در جشنواره های داخلی و خارجی(جایزه ی جهانی هانس کریستین اندرسن و کریاما پاسیفیک ریم)کسب کرده است."
کتاب دوم

نام کتاب:"مشت بر پوست" 

نویسنده:"هوشنگ مرادی کرمانی"

طراح جلد:"مرتضی ممیز"

ناشر:"معین"

نوبت چاپ:"چهارم"

قیمت:"۱۵۰۰تومان"

در باره ی کتاب:"داستان پسر بچه ای است که از کودکی همراه پدرش در بازار راه می رفت و پدرش تنبک می زد.(به پسرک "موشو" می گفتند.)مثلا می خواند:

سلام کردم سلامی بر جمالت

خدا برکت بده خوش باشه حالت

به "موشو" هم بده چیز زمالت

که تا برکت کند پول حلالت

بعد ها پسرک خواست راه پدرش را ادامه دهد ولی مسائلی پیش آمد و پسرک ناچار به تطابق خویش با شرایط شد."

خب!این هم از کتاب های این دفعه!امیدوارم که این کتاب ها رو بخونین!

یه چیز جالب:من این دو تا کتاب و "داستان های مجید" رو پشت سر هم خوندم!تقریبا ده روز طول کشید!
هورااااااااااااا!

خب دیگه بسه!من باید برم!

تا خوندنی بعدی

خدانگهدار!

امضا

ناز

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 14:54 توسط نون |

 سلام

خوبین؟امتحان هاتون تموم شدن دیگه!مگه نه؟

من امتحاناتم تموم شدن!چه خبر؟

با یه کتاب اومدم که البته فکر می کنم که همه بشناسنش!!!ولی چون یکی تو کامنت هام درباره اش اطلاعات می خواست تصمیم گرفتم این مطلب رو بنویسم.

نام کتاب:"قصه های مجید"

نویسنده:"هوشنگ مرادی کرمانی"

ناشر:"معین"

قیمت:"۷۰۰۰تومان"

درباره ی کتاب:"داستان پسر نوجوانی است که همراه مادربزرگش از روستا به شهر کوچ می کند."مجید"(همان پسر نوجوان)والدینش را از دست داده.شیرین کاری های زیادی می کنه.شعر می گه و دوست داره یه روزی مشهور بشه.ماهی می خوره تا بهتر درس بخونه(البته با چه مکافاتی!)و خیلی کارهای دیگه که نمی گم چون مزه اش از بین می ره!"

نظر من:"فقط می تونم بگم که خیلی جالبه!"

خوب!تا بعد

نظر یادتون نره!

خداحافظ

امضا

ناز

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 12:37 توسط نون |

پلو خورش
نويسنده:هوشنگ مرادی کرمانی
ناشر: معین
زبان كتاب: فارسي
تعداد صفحه: 160
اندازه كتاب: رقعی - سال انتشار: 1386 - دوره چاپ: 3


مروري بر كتاب
ميمون كوچولو، توي قفس، كارهاي بامزه مي كرد. بالا و پايين مي پريد. مي پريد روي سر و گردن مادرش.

دست هايش را بالا مي گرفت. كج و راست مي شد. مي خنديد. اخم مي كرد، مي رقصيد.

از ميله هاي ميان قفس آويزان مي شد. چشم هايش را تنگ و گشاد مي كرد و پيام ازش عكس مي گرفت. مردم دور قفس جمع شده بودند و به كارهاي ميمون مي خنديدند.

پيام سر شوق آمده بود و تند تند عكس مي گرفت. آن قدر خم و راست شد و دور و بر قفس دويد و چرخيد و عكس گرفت كه شلوارش شل شد و نزديك بود از پايش بيافتد...
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 21:22 توسط نون |